عصر اولین روز سال بود که به اصرار خواهر کوچولو، گرد آمدیم و با تنی چند از بستگان رفتیم هایپراستار تا خوراکی های سفر عید را دست و پا کنیم. خلاصه بگویم که به زودی در مورد هایپراستار هم مطلبی خواهیم نوشت و راجع  به آن بیشتر خواهیم گفت. بگذریم

چرخی برداشتم و به دست خواهر کوچولو دادم و شروع کردیم. بماند که چه چیزهایی گرفتیم و چه کارها کردیم و چه ها خوردیم و چقدر ماندیم چراکه اساساً ارتباطی با موضوع ندارد و روده درازی است. آنچه اما نیت دارم پیرامونش بگویم چیزی است که در راسته نوشیدنی های گازدار به چشم من خورد و مرا وا داشت که چنگی بزنم و آن را در چرخ بیندازم. نوشیدنی جدید (حداقل من تا آن روز در بازار ایران ندیده بودم) با نام «مانتن دوو » (mountain dew) که برای اینکه بیشتر بشناسید باید بگم که از خانواده پپسی است و در دنیا مدت مدیدی است که سری در سرها دارد. مانتن دوو را من اول بار هفت یا هشت سال پیش در جزیره قشم خوردم و بدجوری خاطرخواهش شدم، حتی باید با صورتی شطرنجی اعتراف کنم که تا مدتی به خاطرش کوکا را هم کنار گذاشتم. امیدوارم خدا ما را ببخشد! به هر حال آن ورژنی که من در قشم می خوردم وارداتی بود و آن زمان در ایران تولید نمی شد. برای همین هم است که از دیدن دوباره اش در هایپراستار بسی متحیّر شدم.

این یکی امّا وطنی و به عکس آن قبلی که در قوطی فروخته میشد، در پِت پلاستیکی بود. پتی خوش تیپ و به رنگ سبر فسفری، با لیبلی مشکی و سبز که همان رنگ همیشگی این نوشیدنی در همه جای دنیاست. بسته بندی زیبا و جذاب که می توان ادعا کرد این ظاهرش او را به خوش لباس ترین نوشیدنی گازدار در مارکت حال حاضر ایران مبدّل کرده است. طوری است که با یک بار دیدنش،  جداً میل خریدنش را پیدا می کنی.

و امّا مزه اش، که واجب تر از ریخت و قیافه اش، واجب تر از همه چیز است. مثل همه نوشابه های گازدار طبعاً پر از گاز و پر از شیرینی، اما راستش به گمانم کمی گازش زیادی است. مقدار خیلی خیلی کمی البته. نه که اذیت کننده باشد. بیشتر شاید سلیقه ای است و با سلیقه من نویسنده یک سر سوزن اختلاف دارد. رنگی زرد دارد و احتمالاً می خواهد که این را به ذهن متبادر کند که ” من لیمویی هستم “. در طعم آن هم مزه لیمو در آن دور، دورها حس می شود و می شود گفت که نوشابه لیمویی گازدار است. این هم که می خواهم بگویم، سلیقه ای است اما کاش یک مقدار مزه لیمو را نزدیکتر می آوردند و به زبانی دیگر لیمویی تر می کردندش. اینجوری شاید جذّاب تر می بود. در کل اگر بخواهم اظهار نظری بکنم باید بگویم که به زعم من خوشمزه و خوش خوراک بود و از جمله نوشیدنی هایی است در سبد خریدم قرار می گیرد؛ البت این را بگویم که تعدادی از هم سفره های بنده طعمش را دوست نداشتند و نظرشان این بود که بی مزه است و فقط گازدار و شیرین است.

یک واقعیت دیگر هم وجود دارد و آن این است که، آن ورژنی که بنده در قشم نوشیده بودم و وارداتی بود فی الواقع طعمی بهتر، یا شاید بهتر است بگویم، درست تر و اصولی تر داشت. انگار با دقّت بیشتری تولید شده بود و به جزئیات توجه بیشتری شده بود. امّا به هر حال همین نوشیدنی فعلی هم از خیلی از نوشیدنی های گازدار رقیب خود به نظرم بهتر است و قیمتش هم متفاوت از بقیه نیست. چونان دیگران، ۲۳۰۰ تومان!

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

محمد دولت زاده

و من محمد دولت زاده، همانکه می نویسد اندر احوالات خوراکی ها تا چنگ بزند مزه ها و طعم ها را و روایت کند مکاشفات و مشاهدات خود را؛ تا بلکه مخاطبش را به قواره یک نوک قاشق روشن سازد.
همانکه عهد کرده است، سخنی نراند که خوانندگانش گویند " شرم باد این جوانک را"

Latest posts by محمد دولت زاده (see all)