کافه پیچک، بالای چهار راه ولیعصر و در ابتدای خیابان بزرگمهر قرار دارد. کافه ای که کاملاً به شکل کلبه ای چوبی طراحی شده است و فضای بیرون و داخلش شما را به یاد گیلان و جنگل های گیلان و میرزاکوچک خان می اندازد. کلبه ای گیلانی در مرکز شهرِ پایتخت که شاید ادای دین صاحب گیلانی کافه به زادبوم خود می باشد.

از همان لحظه که ماشین را جلویش پارک می کنی، کنجکاویت آغاز می شود. کلبه ای را مشاهده می کنی که بالایش نوشته شده است «کافه پیچک». نمای بیرونی کافه کاملا چوبی است و دو فلاور باکس بامزه در سمت چپ و راست درب ورود قرار دارد. وارد کافه هم که می شوی باز داستان ادامه دارد. درب و دیوار و سقف همه چوبی است. حس مرد گیلک آمده از جنگل به آدم دست می دهد. حس کشاورز تا زانو فرو رفته در گل شالیزار. شانس ما باران هم نم نم می بارید و فضا را بیشتر گیلکی می کرد و این حس و حال ها را بیشتر تداعی می نمود.

کافه پیچک فودیرو foodiro (2)

میز و صندلی و طراحی کافه معمولی است و چیز خاصی در آن وجود ندارد. میزهای گرد و صندلی های طرح لهستانی، همه به رنگ قهوه ای سوخته. جای جای دیوار هم چند پوستر و کلاژ و عکس بازیگر و این جور چیزها. فضا هم کمی اضافه بر سازمان تاریک است. نور خیلی کم است و تاریکی بر روشنی چربش دارد. البت که من خودم تاریک نشینم و میلم به تاریکی است.

کافه، کافی منِ بسیار مهربانی دارد. بسیار مودب و دوست داشتنی. آدمی است که کارش را دوست دارد. رفتار محترمانه او حسی را به شما القا می کند که علی رغم معمولی بودن کافه، دوست داری گاهاً بروی آنجا و بشینی و وقتی بگذرانی…

براندازهایمان که تمام شد، سفارشمان را دادیم. کمپیر پیچک و موهیتو برای شروع کار، بعد از این ها هم قرار شد با فاصله ای، برایمان تُست ژامبون گوشت بیاورد.

کافی من سفارش را گرفت و رفت و چند دقیقه بعد با کاسه ای از گوجه سبز و دَلال آمد!!! انگار شنیده بود که دوستم به من گفت که “هوس میوه کرده است”!!! خودش پیش دستی کرده بود و خودجوش رفته بود و خریده بود. دَلال( همان ترکیب سبزی های کوبیده و نمک) هم کنارش گذاشته بود تا به جای نمک از آن استفاده کنیم. شرمنده مان کرد! این جور رفتارها آدم را له و لورده می کند! اسیر می کند! گفتم که کافی من مهربانی دارد این کافه.

کافه پیچک فودیرو foodiro (4)

بعد این ها هم موهیتو و کمپیر را آورد. اگر نمی دانید، کمپیر سیب زمینی درسته پخته شده است که با چاقویی از وسط باز شده است و شکمش با کلی خوردنی مختلف پر شده است. شکم کمپیر پیچک با ذرت، نخود و کالباس و فلفل دلمه ای پر شده بود و با آویشن مزه دار شده بود. رویش هم پنیر پیتزا و سس سفید و کچاپ و نعنای خشک شده. خیلی خیلی چسبید و خوشمزه بود.

کافه پیچک فودیرو foodiro (7)

موهیتو هم خوب بود. نعنایش را در همزن نریخته بود تا له شود، بلکه کوبیده بود. سون آپ و آب لیموی تازه و اندکی رنگ طبیعی هم داشت. خنک بود و خوشمزه.

کافه پیچک فودیرو foodiro (8)

از تُست ژامبون امّا چیزی نمی گویم. اصرار نکنید! نمک گیر مدیر کافه و کافی منِ پیچک شده ام و قلمم به خود اجازه نمی دهد بد بگوید. پارتی بازی می کنم و فقط می نویسم که خوب نبود.

کافه پیچک فودیرو foodiro (10)

قیمت ها را هم باید بگویم؛ همه چیز ارزان بود. کمپیر ۱۲۰۰۰ تومان و تست ژامبون ۹۰۰۰ تومان و موهیتو ۱۰۰۰۰ تومان.

کافه پیچک کافه ی خوبی است برای آنها که سرویس خوب را دوست دارند. برای آن ها که کافی منی مهربان هوس کرده اند…

[تعداد: 3    میانگین: 4/5]

محمد دولت زاده

و من محمد دولت زاده، همانکه می نویسد اندر احوالات خوراکی ها تا چنگ بزند مزه ها و طعم ها را و روایت کند مکاشفات و مشاهدات خود را؛ تا بلکه مخاطبش را به قواره یک نوک قاشق روشن سازد.
همانکه عهد کرده است، سخنی نراند که خوانندگانش گویند " شرم باد این جوانک را"