طرفای سعادت آباد کار داشتیم و کارمان کش پیدا کرد. به خودمون که اومدیم دیدیم خوردیم به تاریکی شب. گفتیم بجوریم شاید توی این سیاهی زمستون یک جای درست و درمان واسه خوردن شام پیدا کنیم. سوز سرما امانمون رو بریده بود و استخوان هایمان را خشک کرده بود. بوران و برف محکم به صورتمون می خورد و روی صورتمون جا خوش می کرد و می چسبید. همه جا تاریک و مخوف و دهشتناک. از لا با لای درخت ها با هزار ترس قدم برمی داشتیم و پیش می رفتیم. جرات قورت دادن آب دهانمان را هم نداشتیم. صدای جغد پیری در دوردست بدنمان را به لرزه انداخته بود. دیگر خود را مرده انگاشته بودیم که  ناگه کلبه ای با چراغ روشن اندکی جلوتر به چشمانمان خورد!

به کلبه رسیدیم، با نهایت امید در زدیم ، در باز شد و کسی گفت ” پیتزا پلاک بفرمائید ” ….

نمی دونم تا حالا گذرتون به یکی از چندین و چند شعبه رستوران پلاک افتاده است یا نه ، اما برای من زیاد اتفاق افتاده . پوست کندشو اگه بخوام  بگم اینه که بنده حقیر از جمله طرفدارهای درجه یک پلاک به حساب میام و اگر هوس خوردنی کرده باشم، همیشه جزو گزینه های اصلیم قرار می گیره. چیزی که به نظر من پلاک رو از خیلی از رستوران های دیگه متمایز می کنه ، سیستمه، یعنی مشخص که کار داره مدیریت میشه و حساب و کتاب داره و طبق یک اصول و چارچوب دارند پیش می روند و دائما به سمت بهتر شدن قدم بر می دارند. حالا یا با غذاها و سالادهای جدید، یا با بهبود خدمات و کیفیت پاسخگویی . به هر حال یه جورایی انگار داره داد می زنه که به قول قدیمی ها ” کار، صاحب داره “.

پلاک شهرک غرب در تقاطع بلوار دادمان با فلامک شمالی جا خوش کرده. یک مغای کوچولو، طبعا مثه همه شعبه ها تیک اِ وی (take away)، یعنی همان بگیر و ببر، البت که یک سری صندلی جلو مغازه ردیف کرده و جا واسه نشستن چند نفر دست و پا کرده. من که خوب عاشق خوردن غذا تو ماشینم ولی توی بهار و تابستون میشه از این فضا هم استفاده کرد.

رستوران پلاک فودیرو foodiro (1)

بگذریم، رسیدیم جلو مغازه و از ماشین پریدم پایین و منو گرفتم و واسه مشورت رفتم سمت ماشین. بعد چند دقیقه نماینده تام الاختیار اومد دم ماشین که همونجا سفارش بگیره( چه حرکت چسبناکی!). یک پرس سیب زمینی جدید به نام ” جکی فرنچ فرایز ” و یک پیتزا اسلیم فت.

تو ماشین نشستیم به حرف زدن تا اولین بخش سفارش اومد، جکی فرنچ فرایز، تو منو علامت زده بود که جدید اومده. ورقه های سیب زمینی با دو جور پنیر پیتزا و …. . چیز عجیب و غریبی نبود اما به نظر من پیش غذای خوشمزه ای بود. ته به قول خارجی ها، استارتر رو درآوردیم و یک کم نوشابه هم پشت بندش سر کشیدیم تا بالاخره یکی شیشه ماشین رو کوفت و پیتزا را از لای شیشه هل داد داخل.

رستوران پلاک فودیرو foodiro (2)

در پیتزا رو بالا زدیم و پیتزا اسلیم فت خوش خط و خال نمایان شد. پیتزایی ایتالیایی که با خمیر جو پخته می شود و کلی خوردنی خوشمزه رویش پراکنده شده، از بیبی کورن( بچه ذرت) و گوجه و فلفل دلمه ای تا زیتون و مرغ و تخمه آفتابگردون. تازه بروکلی و قارچ و کیپرز هم داشت. یک کلام،همه چی داشت و جای هیچی خالی نبود. هم ظاهر گیرا و هم باطن خوشمزه. میشه گفت اسلیم فت، پاسخ پلاک به اونایی هست که دنبال غذاهای رژیمی و کم کالری می گردند. شاید بشه گفت یک مقدار طعمش به خاطر نوع مخلفاتش از طعم پیتزای همیشگی دور باشه و با ذاتقه همه جفت و جور نباشه. مثلا دوست من خورد و بیچاره غرغر هم نکرد اما طعم مطبوعش نبود و معلوم بود که اصلا خوشش نیومده. اما راستش من دوستش داشتم و دارم و هر از چندگاهی باید سراغش برم. سلیقه ای دیگه!

از قیمت غذاها هم واستون بگم که خیلی به نظرم معقول و مناسب بود. پیتزا اسلیم فت به دانه ای ۲۱۵۰۰ تومان و جکی فرنچ فرایز هم پایمان درآمد از قراره دانه ای ۸۵۰۰ . تنها چیزی باید در آخر اضافه کنم اینه که من پلاک رو دوست دارم نه صرفا به خاطر طعم غذهاهاش، به خاطر دقت در ریزه کاری هایی که لحاظ می کنه و در دل این دقت، احترامی که به مشتری هایش می گذارد. بسته بندی غذاها، بسته بندی سس ها، جعبه محکم پیتزاها، جعبه چنگال و کارد کنار غدا و خلاصه چیزهایی  که نشان می دهد که داره با یک وسواسی کارشو انجام میده و عزم کرده که مشتری رو محترم بشماره و راضی نگه داره. فقط نمی دونم این بسته بندی سس ها چرا همیشه خدا انقدر سفت و سخته. با دست و دندون که باز نمیشه هیچ ، من فکر کنم تیزی و دشنه هم حریفش نباشه!

آقای مدیریت پلاک، قوربونت برم، این یک فقره معروض، مدتی مدیدی است که از دستتون در رفته و اصلاح نشده. دیگه وقتشه که یک کاری براش بکنید.

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]

محمد دولت زاده

و من محمد دولت زاده، همانکه می نویسد اندر احوالات خوراکی ها تا چنگ بزند مزه ها و طعم ها را و روایت کند مکاشفات و مشاهدات خود را؛ تا بلکه مخاطبش را به قواره یک نوک قاشق روشن سازد.
همانکه عهد کرده است، سخنی نراند که خوانندگانش گویند " شرم باد این جوانک را"

Latest posts by محمد دولت زاده (see all)