فردای روز مادر بود و طبق یک برنامه از پیش تعیین شده قرار شد که به همین مناسبت بریم رستوران و مادر را حداقل یک روز از آشپزی معاف کنیم و چون طرح متعلق به برادر کوچک بود، خرج هم به گردن خودش افتاد. لذا علما به شور نشستند تا جای مناسب را پیدا کنند. بِکش بِکش شده بود و هر کسی فضای صحبت را به سمت رستوران مورد علاقه خود می کشاند. یکی پاستا می خواست و یکی دیگه پیتزا، یکی هم اون وسط ایرانی ایرانی می کرد. بعد از کلی چک و چونه و چرا اینجا، چرا اونجا، از حق وتو استفاده کردم و بریدم و دوختم و راهی رستوران قاراشی همایون شدیم.

باید بشناسید، دقیقاً دور میدان نوبنیاد. یک رستوران قدیمی و با اسم و رسم، متعلق به جناب همایون خان، بازیگر قدیمی سینما در قبل از انقلاب. رستورانی خیلی معروف که رستوران بروها حتما یا رفته اند و یا اسمش را شنیده اند. با یک غذای بسیار بسیار بنام به نام « استیک جیلیز ویلیز» که بخشی از شهرت رستوران شاید حتی وام دار اوست.

نشستیم و جنابی میانسال آمد و منو را با خنده داد و رفت. در حین انتخاب بودیم که خود جناب همایون خان هم با سلام و احوال پرسی از کنار میز رد شد و به سمت درب خروج رفت. چند دقیقه که گذشت، جناب میانسال آمد و سفارش را گرفت و رفت. برای پیش غذا سوپ انتخاب کرده بودیم.

رستوران، دکوراسیون و طراحی داخلی خاصی ندارد. مثل همه رستوران های قدیمی، یک سالن پر از میز و صندلی و بدون هیچ گونه زرق و برق اضافه ای. تمیز و مرتب اما خیلی ساده. صندلی و میزها مناسب اما نه با شکل و شمایلی خاص. البته که همین دو یا سه سال قبل بود که دستی به سر و روی رستوران کشیده شد و به روزتر شد اما واقعیت این است که نمیشه گفت اتفاق خیلی خاصی رخ داده است.

سوپ آمد و نشستیم پایش، صادقانه بگویم که سوپش خیلی معمولی بود و در حد توقع نبود. سوپ جو که با آب گوشت پخته شده بود و ظاهر و طعمی خیلی تکراری داشت. نه که بد بود یا اشکال داشت، نه! بیشتر می شد بگی که چیز خاصی نداشت و آنچنانی نبود. به هر حال خوردیم. تا تهش را هم خوردیم و منتظر شدیم تا اصل داستان بیاید.

%d9%82%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%88%d9%86-9

غذا ها را آوردند. قزل آلا برای من، جوجه سوته چینی برای برادر، جوجه استامبولی برای مادر و جیلیز ویلیز برای خواهر. یک فقره نان داغ هم در کنارش که البت بنده سفارش یک نان اضافه دیگر هم دادم. به هر حال دلتون آب نیفته، شروع کردیم به خوردن. قزل آلای من بسیار خوب پخته شده بود و کاملا برشته و نرم بود. جداً طبخ خوبی داشت. خوشمزه بود فقط بعضی قسمت هایش مزه زحم می داد که همین یک مقدار از جذابیتش کم می کرد. البته که خیلی زیاد نبود و می شد با مالیدن سس تارتار قایمش کرد. چیزی که در همه غذاهای رستوران قاراشی همایون مشخص است، طبخ به اندازه غذاهاست. همیشه غذاهایش به اندازه ای که باید نرم است و به میزانی که لازم است پخته شده است. این طبعاً نشان از سرآشپز و آشپزانی کارکشته دارد.

%d9%82%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%88%d9%86-11

بعد از خوردن بیش از نصف غذای خودم، شروع به دستبرد زدن به غذای دیگران کردم. اول یک عدد جوجه سوته چینی برادر را در بشقاب خود کشیدم. همانطور که گفتم خوب پخته شده بود. چیزی که من دوست نداشتم این بود که یک مقدار بی مزه بود. یعنی با خوردنش هیچ مزه خاصی در دهان حس نمی شد. نمی دانم مشکل از مواد سوخاری دورش بود و یا از فیله مرغ درونش. به هر حال چیز خیلی باحالی نبود. البته که ضمن احترام به همه دوستان باید بگویم که اصولاً جوجه چینی معقوله بی ربطی است و بهتر است که در همان خانه پخته شود و خورده شود.

%d9%82%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%88%d9%86-12

جوجه استامبولی اش اما بی نظیر بود. خیلی خوش خوراک بود. آنقدر خوب پخته شده بود که باور نمی کنید. طعمش هم عالی بود. با اینکه هیچ ادویه اضافه ای نداشت اما نمی دانم چرا انقدر خوش مزه بود. به جد می گم که فراتر از انتظار بود. نرم، خیلی نرم. قشنگ در دهان آب میشد و پایین می رفت. همه چیزش عالی بود. این طور که من فهمیدم، جوجه استامبولی به عکس جوجه کباب  ما که بر روی آتیش کباب می شود، سیخ می شود و روی گریل گذاشته می شود. از طرف دیگه مانند جوجه کباب، آنچنان مزه دارش نمی کنند و بیشتر مزه خود جوجه را می دهد تا ادویه و ماست و زعفران و مخلفات دیگر.

%d9%82%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%b4%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%88%d9%86-10

و اما بالاخره رفتم به سمت بهترین غذا و معروف ترین غذای رستوران. غذایی که شاید بتوان ادعا کرد که بهونه حضور بسیاری از مشتریان رستوران است. تقریباً میز غذایی نیست که وقتی از سر کنجکاوی(نه فضولی) سر می چرخانی، رویش «جیلیز ویلیز» را نظاره نکنی. نحوه سرو خاصی هم دارد که با استاندارد سرو استیک متفاوت است. در ظرف شیشه ایِ پیرکس سرو می شود و برای دورچین سیب زمینی سرخ کرده دارد. البته که هویج و کدو و قارچ هم دارد اما آنقدر سیب زمینی سرخ کرده اش زیاد است که آن ها به چشم نمی آیند.

یک برش از گوشت را جدا کردم و کنار بشقابم گذاشتم. به دو تیکه تقسیمش کردم و چنگال را در اولین تیکه فرو بردم. همین طوری می جویدم و نمی خواستم که آن را از گلو پایین بدهم. راستش دلم نمی اومد. خیـــــــــلی خوشمزه بود. یعنی آدم پول جمع کنه، قلک بشکونه، پاشه بیاد قاراشی همایون جیلیز ویلیز سفارش بده، ارزش داره. والّا داره، بلّا داره. گوشتش یک جوری پخته شده بود که دیوااااااانه می کرد آدمو. یک جوری که دوست داشتی بلند شی و بری سرآشپز را ماچ ماچ کنی. مزه اش بی نظیر بود. خیلی خاص و بی رقیب. پیشنهاد می کنم که هر جوری شده در اسرع وقت خودتان را بهش برسونید.

اینم از رستوران قاراشی همایون…


*قیمت ها کمی رو به بالاست

-استیک جیلیز ویلیز       ۵۵۰۰۰ تومان

-جوجه استامبولی          ۲۵۰۰۰ تومان

-ماهی قزل آلا               ۲۷۰۰۰ تومان

-جوجه سوته چینی         ۳۸۰۰۰ تومان!!!

– حق سرویس                    ندارد

– ارزش افزوده                    ۹%


آدرس: میدان نوبنیاد، نبش کوهستان پنجم، رستوران قاراشی همایون

تلفن:  (۰۲۱) ۲۲۲۹۲۰۵۸

[تعداد: 5    میانگین: 3.4/5]

محمد دولت زاده

و من محمد دولت زاده، همانکه می نویسد اندر احوالات خوراکی ها تا چنگ بزند مزه ها و طعم ها را و روایت کند مکاشفات و مشاهدات خود را؛ تا بلکه مخاطبش را به قواره یک نوک قاشق روشن سازد.
همانکه عهد کرده است، سخنی نراند که خوانندگانش گویند " شرم باد این جوانک را"