به گمانم شما هم مثل من اسم «لیموناد» که می یاد ناخود آگاه ذهنتان میره به سمت غرب وحشی و تگزاس و وسترن و اسب و کابوی و تیر و تفنگ و تیراندازی. میره به سمت لوک خوش شانس و دالتون ها و اینجور چیزها، یا شایدم “خوب، بد، زشت”. یک کابوی با کفشای چرمی که از اسب میاد پایین، بعد کلاهشو را یک کم میده بالا و زیرچشمی دور و برش را نگاه میندازه و یک پک دیگه به سیگارش میزنه. آرام میره توی یک کافه و میشینه پشت پیشخون. بعد سرشو بالا میاره و با صدایی خش دار و خسته میگه “یه لیموناد”. همین جوری که داره لیموناد را مزه مزه می کنه سرشو می چرخونه و رو به یک یارویی بغل دستش میگه:

“بیبین جو، تو می دونی یه کیسه پول ارزش اینو نداره که من به خاطرش تو رو بُکشم. تو این پولارو وردار و برو آریزونا، منم میرم دالاس پیش ننم. این کاکا سیاه رو هم با یک تیر خلاصش کن و نعششو بفرس واسه سَم(sam) کوچیکه!”

به خاطر همین چیزهاست که لیموناد نوستالژیک شده و همه اسمش را دوست دارند. خود من هر دفعه که می خورم، خودم را داخل یک دلیجان در کنار یک دختر خوشگل و خواستنی می بینم که یک سری راهزن اطراف دلیجانمان دارند با اسب می تازند و من تک و تنها دارم یکی یکی همه را نفله می کنم…

زمزم، همان برند نوشیدنی معروف و قدیمی، همان که قدیم ها شعارش “ذائقه ایرانی، نوشابه ایرانی” بود، نوشابه ای جدید تولید کرده با عنوان «لیموناد زمزم» به قیمت ۱۲۵۰ تومان که ورژن قوطی اش به دست من رسید و رفتم در کار مزه مزه کردنش.

زمزم لیمویی فودیرو foodiro (2)

طراحی روی قوطی اش آنچنان گیرایی ندارد و یک مقدار بی روح و بی حال است. حس و شوق خرید کردن را به آدم نمی دهد. قوطی زرد رنگ با رگه های سبز و شمایلی از لیمو در قسمت های مختلفش. میشد که کمی پر رنگ و لعاب تر باشد و جذاب تر. در کل ظاهرش از متوسط بالاتر است و میانگین را رد می کند.

درب نوشابه را باز و نوشابه را در لیوان کج کردم. نوشیدنی به رنگِ سبز کمرنگ. اولین جرعه را خوردم. یک جورایی مزه آب شیرین می داد که در دوردست ها طعم لیمو دارد. اولین چیزی که از خوردنش حس می کردی شیرینی خیلی زیادش بود. واقعاً اضافه بر سازمان شیرین بود. جدای از شیرینی اش، خیلی مزه لیمو نمی داد. بیشتر لیمونداد بود تا لیموناد! به نظرم نوشیدنی که اسم لیمو رویش است و شهره است به لیموی در درونش، باید مزه لیمویش حرف اول و آخرش باشد؛ نه آنکه ته مزه اش لیمو باشد.

راستش نمیشه گفت نوشیدنی خوبی بود. از آن طرف باید بگم که بدمزه هم نبود. یک چیزی پایین تر از میانگین بود. من خودم توقعم از زمزم بیشتر از این بود چرا که اصولاً نوشیدنی هایش خوب است. خوب یا بد، حس غرب وحشی را نداشت و نذاشت که کابو شوم و برم در خیالات و اوهام خودم. همان دلیجان که سه اسبه می تازد و همان دختر و همان راهزن ها که دنبالمان می تاختند…

[تعداد: 2    میانگین: 3/5]

محمد دولت زاده

و من محمد دولت زاده، همانکه می نویسد اندر احوالات خوراکی ها تا چنگ بزند مزه ها و طعم ها را و روایت کند مکاشفات و مشاهدات خود را؛ تا بلکه مخاطبش را به قواره یک نوک قاشق روشن سازد.
همانکه عهد کرده است، سخنی نراند که خوانندگانش گویند " شرم باد این جوانک را"

Latest posts by محمد دولت زاده (see all)