در ادامه گشت و گذار در رستوران ها و مزه کردن غذاها، این بار رفتیم سراغ رستوران فرانسوی موفتار. نمی دونم تا حالا اسمشو شنیدید یا نه ؟ هفت تیر، ابتدای خردمند شمالی، صد متر داخل خیابان، سمت راست. یکی از اون رستوران های قدیمی تهرون با فضایی خاص و آمبیانسی نوستالژیک. یک جایی که همه چیزش چه بخواهی چه نخواهی شما را می بره به حال و هوای قدیم و ندیم. می بره به حال و هوای فیلم های گانگستری. بارونی یقه پهن بلند، شب تاریک، نم بارون، سیگار برگ آتیش کرده، کلاه شاپو، موهای روغن زده، سبیل های تاب داده و کراوات کلفت. یک قرار خاص، مرموز و مافیایی، یک جلسه پنهونی واسه یک دسیسه. از اون جلسه ها که همش دود سیگار هست و نور لامپ کم توش پیدا میشه. یک سری دم کلفت که بلندبلند و الکی هی میزنند زیر خنده و آخرشم هیچ کدام جون سالم از معرکه به در نمی برند. اصلا اینجوری واستون بگم که رستوران موفتار جون میده واسه قسمت چهارم پدرخوانده کاپولا !…

رستوران موفتار (16)

جلو درب رستوران، مردِ در (بخوانید دور من ) خوش آمد گفت و ما هم لبخند زنان وارد شدیم و پله ها را پایین رفتیم. همه چیز عجیب و دوست داشتنی. صندلی های چوبی قدیمی، رومیزی سفید، سقف دکوراتیو چوبی، روشنایی های دیواری خاص و از همه بامزه تر و جالب تر یک بار اوپن( باز) در مرکزیت رستوران.

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-17

از بین کلی میز یکی را انتخاب کردیم و منتظر آوردن منو شدیم. آقایی آمد سلام کرد و منو را تحویل داد و رفت. دوباره که ظاهر شد، سفارش معهود را دادیم. استیک ویژه و استیک فیله مینیون، هر دو هم با سس قارچ. البت یک پیش غذا هم سفارش دادیم، قارچ سوته ! این چیزی که الان نوشتم اسمش بود!همین هشت کلمه قبل را عرض می کنم!. هم چنین در کنار اقلام مذکور، مجوز بهره برداری از میز اوردور را هم گرفتیم.

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-28

آقاهه که رفت، پشت بندش گارسون دیگری آمد و داخل دستمال توی یک سبد برایمان نون داغ تست شده آورد. فکر کنم داداش گلنار بود!

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-30

گارسونِ نان آور که رفت، ما دو تیکه شدیم. یکی رفت سراغ میز اردور و یکی هم رفت سراغ شستن دست. بله درست فهمیدید، من همونی بودم که رفتم سمت سرویس بهداشتی.

با دستای تمیز نشستم پای بشقاب پر شده از میز اردور، راستش خیلی متنوع نبود و البت خوشمزه هم نبود. دو مدل سالاد معمولی، کشک بادمجان سرد، کوکو سبزی سردتر و یک سری چیز دیگه، یکی از یکی بدترو ضعیف تر. بعدش قارچ سوته اومد. از گارسون که جویا شدم، کاشف به عمل آمد که قارچ سوته، برش های قارچه که با سیر و کره تفت داده میشه و سپس به آن جعفری خرد شده اضافه می کنند. چیزی بود که تا حالا به این سبک نخورده بودم. خوشمزه بود و خوش خوراک، البت خیلی خاص نبود. ولی خوب بود.

رستوران موفتار (25)

بعدِ سوته بشقاب های استیک آمدند. موقع سرو کردن استیک یک اتفاق خیلی ناز افتاد. گارسون راست دست، توی دست راستش فیله مینیون بود که سفارش من بود. اومد که سرو کنه ، سوال کرد فیله مینیون ؟ من جواب دادم برای من. اتفاق جالب اینجا بود که برای اینکه اول غذا را با الویت برای خانم سرو کنه (یعنی برای دوست همراه من)، فیله مینیون را داخل سینی گارسون کنار خودش برگردوند و استیک ویژه را برداشت و برای دوست من سرو کرد و بعد فیله مینیون را برای من. خیلی حرکت درست و محترمانه و حرفه ای بود.

خلاصه نشستیم به خوردن. سرتان را درد نیاورم. افتضاح بود! هم فیله مینیون بد بود و هم استیک ویژه. هر دوتا سفت و بسیار بی مزه. اصلا با کارد نمیشد به راحتی یک برش ازش جدا کرد و وقتی هم که با هزار والذاریات جدا میشد، به مجرد در دهان گذاشتن، از تلاشی که به کار بسته بودی پشیمان میشدی. مزه کاه می داد. سس قارچش هم که بدتر از گوشت، آن هم مزه درست و درمانی نداشت.

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-18

حالا باز فیله مینیون را میشد خورد. اما استیک ویژه آنچنان گوشتش سفت و کلفت و بی مزه بود که اصلا رغبت نمی کردی به خوردن ادامه بدی. راستش من استیک بد قبلا هم خورده بودم اما این یکی دیگه در رتبه بندی بدترین ها، پرچم دار شد.

هیچی دیگه، هر جوری که بود یک مقدار از گوشت و دورچین غذا خوردیم و با حرف زدن حین غذا، حواس خودمان را تا جایی که میشد پرت کردیم تا بالاخره تمامش کردیم و زدیم بیرون. رو راست بگم که اصلا فکر نمی کردم در یک رستوران استخوان دار و قدیمی، همچین غذایی بخوریم.

جدا امیدوارم اگر بار دیگه رفتیم سراغ موفتار، حسابی از خجالتمون در بیاد!

راجع به قیمت ها هم باید اعتراف کنم که مناسب بود. استیک ها ۴۴۰۰۰ تومان، قارچ سوته ۹۰۰۰ تومان و میز اردور هم ۱۵۰۰۰ تومان. ۱۰۰۰۰ تومان هم به گمانم مالیات بر ارزش افزوده پایمان حساب شد. همان مالیاتی که رئیس محترم اداره مالیاتی می فرمایند که تا به حال از هیچ رستورانی اخذ نشده است و رستوران ها حق مطالبه کردن آن از مشتری را  ندارند!

در کل قیمت ها خوب بود، رفتار پرسنل هم عالی، اما چه بگویم از غذا ؟!

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%88%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-33

 

[تعداد: 7    میانگین: 2.9/5]

محمد دولت زاده

و من محمد دولت زاده، همانکه می نویسد اندر احوالات خوراکی ها تا چنگ بزند مزه ها و طعم ها را و روایت کند مکاشفات و مشاهدات خود را؛ تا بلکه مخاطبش را به قواره یک نوک قاشق روشن سازد.
همانکه عهد کرده است، سخنی نراند که خوانندگانش گویند " شرم باد این جوانک را"