این رستوران رقص نور نداره. شلوغ کاری و سر و صدا نداره. سر سوزن بوق و کرنا هم نداره. هزار رنگ و شکل و طرح هم نداره؛ اصلاً از این قبیل کارها هیچ رقمشو نداره؛ کلاً تو بند این مدل حرکت ها نیست. جلوی رستوران هم که ایستاده ای اسمش را نمی بینی؛ آخه راستش این رستوران تابلو هم نداره…

این رستوران اسم و رسم اما داره. طرفدارای خاص خودش را هم داره. اصل و نسب و قدمت هم داره. تا دلتون بخواد کلاس هم داره!

این رستوران اسمش «فلینی» اِ !! زیر پل کریم خان، داخل خیابان صنایی(سمت شمال پل)، چند صدمتر داخل خیابان، سمت راست. جنب مرکز موسیقی«بتهوونِ» جناب بابک چمن آرا.

رستوران-فلینی4

از سر و روی و در و دیوار رستوران هنر و سینما می بارد؛ از عکس کارگردانان بزرگ و کارهای جاویدانشان تا دوربین های فیلم برداری قدیمی سال های پیشین، همه و همه رستوران را سینمایی و البته شیک و البته لوکس جلوه می دهد. کلاً دکوراسیون خوبی دارد و به ریزه کاری ها توجه شده است. صندلی ها و میزها با فاصله چیده شده است و همه محیط خصوصی خود را دارند. یک ردیف صندلی دیواری هم دارد برای آنها که تنگ دیوار نشستن را بیشتر می پسندند.

رستوران-فلینی6

اول بار بود که پا در فلینی می گذاشتیم و برای همین کمی بیش از اندازه در و دیوار و کف و سقف را سیر کردیم و سفارش دادنمان کمی دیر شد. اما بالاخره سفارش خود را دادیم؛ سالاد سزار و استیک با سس کیانتی(همان سس قارچ معروف روی استیک) و پاستای بلونز.

رستوران-فلینی-5

اول سالاد سزار آمد. در ظرفی خاص و قوسی شکل که یک طرفش بالاتر از طرف دیگرش بود و به راحتی می شد سالاد را از داخلش در پیش دستی بریزی. سالاد سزارش الحق و الانصاف عالی بود. کاهوی تازه با تیکه های نواری شکلِ مرغ گریل شده، خوشمزه و به دور از هر گونه بوی زحم. دیگر مخلفات سالاد سزار هم بود. کلی هم پنیر خوشمزه رویش پراکنده شده بود و روی همه چیز هم شوید خشک شده پاشیده شده بود. سس سزارش هم که دیگه نگو و نپرس!

رستوران-فلینی-1

ته سالاد را که درآوردیم، بلونز و جناب استیک آمد. بلونز را با فتوچینی پخته بود و مزه اش خیلی بود. کم روغن بود و مایه خوشمزه ای هم داشت؛ گوشت چرخ کرده اش خوب طعم دار شده بود و حتی منِ از گوشت چرخ کرده بیزار را هم آزار نمی داد. بر روی بلونز هم دست و دلبازانه پنیر پارمسان ریخته شده بود.

رستوران-فلینی-2

و اما استیک. استیکش خوب نبود. اصلاً خوب نبود. سفارش کرده بودیم که وِل دان (کاملاً پخته) باشد اما در خون غوطه ور بود. برای همین استیک را بردند و بیشتر پختند و مجدد آوردند، اما این بار از پختن زیاد سوخته بود!! لطف کردند و استیک دیگری آماده کردند و آوردند اما دومی هم باز آن طور که باید نبود و باز هم نچسبید. انگار استیک قسمت مان نبود. خیلی بی مزه بود و گوشتش هیچ طعم خاصی نداشت. تکه می کردی و در دهان می گذاشتی و می جویدی اما آن مزه ناب استیک را اصلاً حس نمی کردی.

رستوران-فلینی3

قطع نظر از استیک، همه چیز عالی بود. مهم تر از همه رفتار حرفه ای پرسنل و برخورد مودبانه بود. هیچ کس برای عوض کردن استیک که از قضا غذای گرانی هم هست، پشت چشمی برای ما نازک نکرد و ادا و اطوار در نیاورد. جوری هم برخورد نکرد که حتی فضا را برایمان تنگ کند. تازه عذرخواهی هم کردند. این ها نشان می دهد که فلینی یک رستوران حرفه ایست و برای همه اتفاقات از قبل برنامه ریزی شده است. برای همین من فلینی را دوست داشتم؛ البت که استیکش چنگی به دل نمی زد.

فقط ماند قیمت ها؛ قیمت ها طبعاً کمی بالا بود، از طرفی حق سرویس و ارزش افزوده هم بالاتر و بالاترش می برد. سالاد سزار ۲۵۵۰۰ تومان. فتوچینی بلونز ۲۸۸۰۰ تومان. استیک با سس کیانتی هم ۵۵۵۰۰ تومان. ایضاً ۹% ارزش افزوده و ۱۵% حق سرویس.

[تعداد: 3    میانگین: 3.7/5]

محمد دولت زاده

و من محمد دولت زاده، همانکه می نویسد اندر احوالات خوراکی ها تا چنگ بزند مزه ها و طعم ها را و روایت کند مکاشفات و مشاهدات خود را؛ تا بلکه مخاطبش را به قواره یک نوک قاشق روشن سازد.
همانکه عهد کرده است، سخنی نراند که خوانندگانش گویند " شرم باد این جوانک را"