میون رستوران های گیلانی یا بهتر بگم گیلکی که در تهران وجود داره «رستوران گیلانه» بی شک یکی از قدیمی ترین ها و پر سر و صداترین هاست. یادمه اون زمانی که رستوران گیلانه اومد، اصلا هیچ رستوران داری تو نخ راه اندازی رستوران گیلانی نبود و چندتا رستوران گیلانی هم که داشتن کار می کردند، مشتری خاص داشتند و خیلی اسم و رسمی پیدا نکرده بودند. رستوران گیلانه اما با اومدنش کلی سرو صدا و کلی طرفدار پیدا کرد. نوع رستوران، اسم رستوران و دکوراسیون داخلی رستوران برای اون زمان، واقعا خاص بود و جریانی نو و جدید به حساب می اومد. برای همین هم به یک دفعه گیلانه شد، گــــیلانــــــه! نمیدونم اسم رستوران از کجا شد گیلانه؛ ولی فکر می کنم که فیلم «گیلانه» پوران درخشنده در این نامگذاری بی تاثیر نبوده! البت که مطمئن نیستم.

 

رستوران گیلانه (10)

رستوران گیلانه توی بلوار صبای خیابون جردن، همون بلواری که رستوران شاندیز هم داخلشه، در طبقه دوم پاساژی کوچولو و قدیمی و سوت و کور به اسم مدیترانه، قرار داره. پاساژی که به نظر میاد جز به خاطر رستوران گیلانه کسی پاش به اونجا باز نمیشه.

گیلانه دکوراسیون بامزه ای داره. درست همون حال و هوای کلبه های روستایی مردمان گیلان را در رستوران پیاده کرده. میز و نیمکت های چوبی با رومیزی های گل-گلی، پنجره های کوچیک با گلدون هایی پشت پنجره و موزیک سنتی گیلانی. همه حال وهوای گیلان را واسه آدم زنده می کنه. جوری که حس می کنی مهمون یک خونواده روستایی تو یکی از روستاهای اطراف دیلمان یا ماسال هستی!

 

رستوران گیلانه (11)

ساعت از ۳ گذشته بود که ما تازه رسیدیم، اما رستوران کاملا پر بود و جای خالی کم پیدا میشد. منو که آمد، با چند تا سوال از آقاهه که سفارش می گرفت، بالاخره انتخاب کردیم. من «خورشت مرغ ناردون» و دوستم هم «کباب ترش» (مثل همیشه گزینه گرون و کمرشکن منو!) به علاوه ماست چکیده و دوغ محلی و کوکا کلاسیک.

ماست و نون اول اومد. نونش مثل نون محلی بود. زیره داشت و دونه سیاه و از این جور چیزها. خوشمزه بود. داغ هم شده بود. ولی تازه نبود. میشد گفت که حتی کهنه بود. ماستش هم راستش خیلی چیز خاصی نبود. نه مزه خیلی خاصی داشت، نه ادویه یا چیز خاصی بهش زده شده بود. معمولی معمولی بود.

 

رستوران گیلانه (13)

آخرای خوردن نون و ماست بودیم که خورشت مرغ و کباب ترش اومدند. هر دو تا غدا واقعا ظاهر فوق العاده ای داشتند. هر دو تا عالــــی! ولی عجب چیزی بود خورشت مرغ ناردون!! اصلا تا حالا همچین چیزی ندیده بودم. تیکه های مرغ، به همراه دونه های انار و آلو ترش. یه خورشت فوق العاده خوشمزه و خاص. یعنی هرچی از مزه اش و قیافش بگم کم گفتم. خورشتی ترش و شیرین با طعمی استثنایی. ترکیب مرغ با دونه انار و آلو ترش، واقعا یه چیز «فیل افکن» پدید آورده بود. جدی می گم! فقط حیف، حیف، حیف که مرغش خیلی خیلی کم بود. یعنی اگه کسی بخور و دهن دار باشه، باید ۲-۳ پرس سفارش بده تا سیر بشه. چون واقعا مرغش زیادی کم بود!

بعد خورشت مرغِ ویران کننده، رفتم سراغ کباب ترش. وای وای وای وای! کباب ترشش زده بود روی دست خورشت مرغ. یعنی یکی از بهترین کباب ترش هایی بود که تا حالا خورده بودم. حتی توی خود گیلان من همچین کباب ترشی نخورده بودم. گوشتش با رب انار ترش شده بود و خیلی نرم بود و خیلی خوب هم پخته شده بود. روی کباب را هم گردوی له شده ریخته بودند. یعنی یک چیزی شده بود که جلوی مرده میذاشتی، پا میشد برات مایکل جکسون می خوند! باور کنید!

 

رستوران گیلانه (12)

یعنی هر دو تا غدا عالی بود. عــــــــالــــــــی! واقعا سنگ تمام گذاشته بود رستوران گیلانه. دست همشون درد نکنه.

گیلانه واقعا رستوران خوبیه. هم غذاهای رستوران درست و حسابیه. هم فضای دوست داشتنی داره و هم برخورد پرسنل خوبه، علی الخصوص مدیر رستوران که واقعا بسیار محترمانه و دوست داشتنی برخورد میکنه. بهتون پیشنهاد می کنم حتما یه سر به رستوران گیلانه بزنید. خوشتون نیومد، پای من !

 

پیامی برای مدیر رستوران گیلانه: «جناب مدیر، آب دستتونه بزارید زمین و یه فکری برای دورچین های غذا بکنید. نون بیات بود و دوغ خیلی خیلی معمولی بود و ماست هم که معمولی تر از دوغ. آخه حیفه والله. حالا اگر گیلانه یه رستوران معمولی بود، آدم دلش نمی سوخت. ولی الان که عالیه، آدم جگرش کباب میشه اینجور چیزا را میبینه! »


 

قیمت ها خب کمی بالاست

 

نام غذاقیمت غذا
کباب ترش49000 تومان
خورشت مرغ ناردون 35000 تومان
کته(پلو)9500 تومان
دوغ محلی4500 تومان
ماست چکیده 5500 تومان
حق سرویس ندارد
مالیات بر ارزش افزوده 9%

 

آدرس: جردن (بلوار افریقا)، بلوار صبا، پاساژ مدیترانه، پلاک ۲۹، رستوران گیلانه

تلفن: (۰۲۱) ۲۲۰۵۵۳۳۵، ۲۲۰۱۵۴۵۴

وب سایت: http://www.gilaneh.co

اینستاگرام: https://www.instagram.com/gilaneh_restaurant_group/

 

[تعداد: 28    میانگین: 2/5]

محمد دولت زاده

و من محمد دولت زاده، همانکه می نویسد اندر احوالات خوراکی ها تا چنگ بزند مزه ها و طعم ها را و روایت کند مکاشفات و مشاهدات خود را؛ تا بلکه مخاطبش را به قواره یک نوک قاشق روشن سازد.
همانکه عهد کرده است، سخنی نراند که خوانندگانش گویند " شرم باد این جوانک را"