از هر زاویه ای که نگاه کنی، رستوران مستوران(مس توران) را میشه پر سر و صداترین و بحث برانگیز ترین رستوران سال ۹۵ نامید. گوگل هم این موضع را تایید می کنه؛ چرا که عبارت «رستوران مستوران» در بین رستوران های حال حاضر تهران، بالاترین میزان سرچ را داشته.

کلا رستوران مستوران با اومدنش خیلی هیاهو به پا کرد. اون زمان که اومد، از اسم خاص و دوست داشتنی اش، تا معماری و طریقه سرو غذاهایش و منوی متفاوتش، همه و همه دست به دست هم دادند و خیلی سریع و به یه چشم به هم زدن، اسمش را سر زبونا انداختند. اینطوری شد که خیلی زود، مستوران تبدیل به یکی از پرطرفدارترین رستوران های تهران شد!

رستورانی که در خلاقیت غوطه ور است و همین خلاقیت هم جمع کثیری را به دنبالش کشانده؛ طوری که بدون وقت قبلی اصولا جا گیرت نمیاد و دست از پا درازتر به خانه بر میگردی.

اگر ظهور رستوران «ته دیگ» را انقلابی در حوزه رستوران های ایرانی بنامیم، که باید هم نامید، بی شک خلق رستوران مستوران را باید حاصل یک جهش ژنتیکی بنامیم! جهشی که اساساً رستوران داری ایرانی را وارد دنیایی دیگر کرد و روند و مسیر حرکت این دسته رستوران ها را از بن و اساس دگرگون ساخت. نوزایشی (رنسانس) رقم زد که تاریخ معاصر رستوران داری به سبک ایرانی را به دو دوره قبل از مستوران و بعد از مستوران تقسیم کرد!! (یک مقدار شبیه تاریخ نویس ها نوشتم، نه ؟!)

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-4

همین شد که با تاخیری یکساله، بالاخره رفتیم رستوران مستوران. در میدان نیاوران، به سمت میدان تجریش که صورت می چرخانی، صد-صد و پنجاه متر نرفته، سمت راست پیداست. حتما به فکر جای پارک از همان ابتدا باشید، چراکه جای پارک خوبی نداره.

داخل رستوران که می شوی، انگار وارد دنیای دیگری شده ای. انگار داری در دل تهرون قدیم سیر می کنی. کتاب «طهران قدیم» جعفر شهری را اگر خوانده باشی، ناخواسته حرف ها و واژه هایش جلوی چشمت رژه می روند.

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-1

در قسمت بیرون رستوران حوض آبی است و در سمت راست ورودی هم، تنوری و یک نانوا، که مشغول پختن نان های گردِ کوچک برای پیش غذای مشتریان است. این ها را که رد می کنی، به در اصلی رستوران می رسی. در اصلی، چوبی است و ارتفاعش را کوتاه گرفته اند و برای همین، دیلاق و بلندبالا اگر باشی، برای داخل شدن، چاره ای نداری جز اینکه سر خم کنی.

فضای اصلی رستوران فوق العـــــاده زیباست. موکدا میگم که فوق الــــــعاده بانمک و زیباست. اصلا حال و هوای عجیبی داره و آدم را می گیره. یک جوریه که آدم را به ۱۰۰ سال قبل پرتاب میکنه.

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-10

معماری داخلی رستوران، همان معماری خانه های قدیمی و سبک و سیاق معماری اسلیمی- ایرانی را داره. پنجره های با شیشه های رنگی، میز و صندلی های چوبی خیلی بامزه، فضاهای حجره ای که میزهای پذیرایی چند نفره را در آن جای داده اند، دیوار سفید رنگ و از جنس گچ، سالن با کف سیمانی و بامزه و کلی تزیینات ریز و درشت سنتی و قدیمی؛ از اتوی زغالی گرفته تا لوسترهای عجیب و تلویزیون قدیمی و چمدون و کلی چیز دیگر. همه چیز مستوران خاص و منحصر به فرد و چشم نوازه. جوری که تا به حال در هیچ رستورانی در تهران مشابه اش را ندیده ای. واقعــــا زیباست! واقعــــا دوست داشتنی است.

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-11

تا نشستیم، یک نفر آفتابه و لگن به دست بالای سرمون اومد، تا دستامون را با آب و بهارنارنج شستشو بدیم!! ببین این رستوران مستوران لا مصب کثافت فلان فلان شده چه جوری از مشتری دلبری میکنه!

بعدش هم که منو را آوردند و مشغول انتخاب شدیم. اسم غذاها عجیب و غریب بود و برای همین، انتخاب کمی سخت؛ اما به هرحال با کمک آقای سفارش بگیر، انتخاب کردیم. مسینه بره چوپان سفارش دادیم و کباب شاهنامه، به همراه پلو پرده ای زعفرانی و البته دو عدد کوکاکولای شیشه ای دبش !

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-15

کمی بعد پیش غذای رستوران آمد روی میز. ما سفارش نداده بودیم اما ظاهرا اصلا سفارش دادنی نیست و برای همه سرو می شود. مستورانه دیگه! یک گردی نون داغ و یک اسکوپ کوچک از چیزی بین پنیر خامه ای و سرشیر مزه دار شده. راستشو بخواهید، اصلا نمی دونم چی چی بود. مزه سرشیر را میداد و مثل خامه چرب بود و مقادیری سبزی هم در داخل آن بود. هرچی که بود، واقعا خوشمزه بود و با نون داغ واقعا چسبید. خیلی باحال بود و من تاحال مشابه اش را نخورده بودم. رستوران مستورانه دیگه !!

کمی بعدتر هم غذاهای اصلی آمد. مسینه بره چوپان برای من و کباب شاهنامه و پلو پرده ای زعفرانی برای دوست خوش خوراکم. کاش بودید و می دیدید غذاها چه جوری سرو شده بود. عکس برداشتیم اما از نزدیک دیدنش، چیزی دیگه ای بود اصلا! مسینه بره چوپان در ظرف مسی سرو شده بود، که رویش با یک لایه خمیر نون بسته شده بود و استخوان گوشتی که درون آن بود، از بغل نون زده بود بیرون! چیزی که عمرا نمونه اش را تا به حال ندیده اید. از اون طرف، پلو پرده ای زعفرانی هم در بقچه آمد! بقچه ای که در واقع لایه ای نازکی بود از خمیر نانی پخته شده که مزه زعفران میداد! برای خوردن باید بقچه را با چاقو می شکافتی!! الله اکبر!!! این ادا و اصول ها چه جوری به ذهن صاحب رستوران مستوران رسیده، خدا میدونه ! بعید نیست که با جن و پری و از ما بهترون در ارتباط باشه! والله به خدا !!!

یعنی ظاهر غذاها طوری بود که اول باید چندتا سلفی باهاش میگرفتی و بعد دست به کار خوردنش میشدی! گفتم که، مستورانه دیگه!

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-12

خواستم خوردن را شروع کنم، دیدم کار من نیست. به عقل من نمیرسه که چه جوری و از کجا باید شروع کرد. یکی از سالن کارها که هاج و واج موندن منو دیده بود، اومد کمک! لایه نان بالای ظرف را با چاقو برید و نقبی(سوراخی) به درون ظرف زد تا بتونیم از اونجا وارد ظرف مسی بشیم و غافل گیرش کنیم و از همون جا، کار را یکسره کنیم !

چند قاشق از غذای درون ظرف را در بشقاب ریختم و بالاخره داستان شروع شد. مزه مسینه بره چوپان عـــــــــالی بود، عـــــالی. پلویش در واقع میشد گفت که سبزی پلویی بود که لوبیا چشم بلبلی هم در درونش ریخته بودند و در لابه لای پلو هم تیکه تیکه، گوشت ریخته بودند. خیلی شبیه باقالی پلو با ماهیچه خودمون بود. هم پلویش خیلی خوب بود و هم انصافا گوشتش خیلی نرم و خوشمزه بود. جدا یکی از غذهای خیلی خوبی بود که تو این مدت رستوران گردی خورده بودم.

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-7

اینجوری که دوست من دولپی می خورد، معلوم بود که غذای او هم چیز دندون گیری باید باشه. برای تست، کمی از غذایش برای خودم کشیدم. کباب شاهنامه اش واقعا عـــــالی بود. کباب شاهنامه هم در واقع دنده کباب بود. واقعا خوشمزه و خوش خوراک بود و یک قاشق برنج( یا به قول خودشون، پلو پرده ای زعفرانی) هم که تنگش میزدی، خوشمزه تر هم میشد. یک ظرف کوچک از سسی سبز رنگ هم کنار کباب ها بود که واقعا با مالیدن آن به کباب ها، مزه گوشت ها دوچندان خوشمزه میشد. نمی دونم چه سسی بود ولی واقعا حرفه ای بود. خلاصه بگم که غذای بی نقصی بود جدا. حتی سیب زمینی تنوری کنار غذا هم، یک چیز معمولی نبود. عین سیب زمینی هایی که توی آتیش میندازیم، درست شده بود و مزه سیب زمینی آتیشی را میداد. خیلی خوش طعم بود.

اصلا همه چیز این مستوران عــــــــــــــــــــالی بود. همه چیزش. رفتار پرسنل، فضای داخل و بیرون و دکوراسیون رستوران و از همه مهم تر، منو و غذاهای خاصش. یعنی تک به تک عناصرش بوی حرفه ای بودن و دقیق بودن میداد. درسته که قیمت غذاهاش بالاست و کمی کمرشکن! اما به نظرم وقتشه که شما هم مثل ما قلک هاتونو بشکونید و به مستوران بیایید. یعنی اگر نیایید، عمرتون به فناست!

%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-17

دوست دارم آخر این پست، چندتا دعا بکنم:

-خدایا رستوران مستوران را از شر بی کیفیت شدن دور بدار

-خدایا رستوران مستوران را از آفت غرور و غرّه شدن محفوظ بدار

-خدایا رستوران مستوران را به همین شکلی که هست در پناه خودت نگه دار

-خدایا رستوران مستوران را از ما نگیر

پیام برای مدیر رستوران: «مدیر محترم، نازنین، خلاق و آوانگارد رستوران مستوران، مالیات بر ارزش افزوده در همه جای مملکت ما ۹% می باشد و بر اساس قیمت غذا محاسبه می شود. چرا شما ۱۵% حق سرویس را روی غذا اضافه می کنید و سپس ۹% مالیات را محاسبه می کنید آخه ؟ اینجوری مالیات بر ارزش افزوده گرفته شده، به بالای ۱۰ % می رسد!! حرام و حلالش بماند، وقتی رستوران به این باحالی دارید، وقتی همه چیز مستوران حرفه ایست. به نظرم این بی دقتی ها، کمی کار را خراب می کنه. البته که این نظر ماست و باز خودتون بهتر می دونید»


*قیمت ها بالا بود

نام غذاقیمت غذا
مسینه بره چوپان 58000 تومان
کباب شاهنامه58000 تومان
پلو پرده ای زعفرانی12000 تومان
نوشابه کوکا1000 تومان
مالیاتکمی بیش از 10%
حق سرویس15%

آدرس: میدان نیاوران(باهنر)، به سمت تجریش، جنب مهمان سرای وزارت امور خارجه، رستوران مس توران

تلفن: (۰۲۱) ۲۶۱۵۱۴۱۹-۲۶۱۵۱۴۲۱

اینستاگرام: https://www.instagram.com/mestoran_restaurant/

[تعداد: 314    میانگین: 2.3/5]

محمد دولت زاده

و من محمد دولت زاده، همانکه می نویسد اندر احوالات خوراکی ها تا چنگ بزند مزه ها و طعم ها را و روایت کند مکاشفات و مشاهدات خود را؛ تا بلکه مخاطبش را به قواره یک نوک قاشق روشن سازد.
همانکه عهد کرده است، سخنی نراند که خوانندگانش گویند " شرم باد این جوانک را"